روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

67

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

است نزديك شده بوديم . اما باد شديدتر ميشد و شب هم بسيار تاريك بود ، چنان كه ترسيديم مبادا با يكى از طرفين تنگه برخورد كنيم . بنابراين ناخدا تصميم گرفت كه كشتى را بپناهى ببرد و منتظر فرا رسيدن روز شود . اندكى پيش از رسيدن نيمشب ، باز بادى سهمگين درگرفت و ما را به عقب برد . چنان كه روز بعد صبحدم خويشتن را در برابر جزيرهء « مردى » « 1 » يافتيم . اين جزيره در مجاورت خاك اصلى تركان بود . باينجهت تصميم بر اين گرفته شد كه به بندر ميتيلن برويم تا بادبانهاى كشتى را ترميم كنند و كشتيبانى را بكشتى بنشانيم . زيرا كه در ميان ناويان كشتى كسى كه با آبهاى اين نواحى آشنا باشد ، نبود . اندكى قبل از آنكه به ميتيلن برسيم دژى در آن جزيره ديديم بنام « مولنوس » « 2 » و دژ ديگرى آنسوتر ديديم بنام « كوآراكا » « 3 » . در حوالى ظهر بود كه بالاخره كشتى در بندر ( كاسترو ) پايتخت ميتيلن لنگر انداخت . ناچار ما آن روز را كه سه‌شنبه بود آنجا مانديم و چهار شنبه و پنجشنبه و جمعه را هم همچنان بوديم . در طى اين چند روز بادبانها ترميم شد و يك كشتيبان اجير كرديم . شهر ميتيلن پرجمعيت است و خانه‌هاى آن در نوك تپه واقع در شبه جزيره‌اى كه در وسط بندر قرار دارد ساخته شده است . حصار محكمى با برجهاى بسيار شهر را در ميان گرفته است و در آنسوى ديوار مزبور محال و توابع شهر قرار گرفته است . محيط اين جزيره سيصد ميل است . علاوه بر پايتخت آباديها و دژها و بيشه‌ها و موستانهاى بسيارى درين جزيره وجود دارد . بسيارى ساختمانهاى زيبا و كليسياهاى مختلف در مجاورت پايتخت جلب نظر ما را كرد . ازين علائم چنين برميآيد كه نفوس اين جزيره سابقا بسيار بيش از حالا بوده است . در دشت مجاور شهر ، كه در آن بسيارى فواره‌ها و چشمه‌سارها در ميان بيشه‌هاست ، ويرانه‌هاى متعددى از كاخهاى قديمى ديده مىشود . در ميان يك كاخ كه هنوز هم استوارست تقريبا چهل ستون از مرمر

--> ( 1 ) - Merdi ( 2 ) - Mollenos ( 3 ) - Cuaraca